تبليغاتX
ت مثل تنهايي
( داستان - داستانک - داستان دنباله دار ) نوشته هایی که شاید نتونم به زبون بیارمشون
سلام وصد سلام خدمت دوستان جان و همراهان مهربان . بوی بهار و حس دلپذیر رویش دوباره تمام وجودم را فرا گرفته . وقتی که کامنت عزیزان را که بزرگوارانه بنده کمترین را همچنان مورد الطاف کریمه خود قرار میدهند خواندم کمی در فکر غوطه ور همی گشتم ( بابا ادبیات  ) بازهم دست به دامن لسان الغیب شدم که زیبا پاسخم داد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 11:19  توسط پيمان  |