تبليغاتX
ت مثل تنهايي
( داستان - داستانک - داستان دنباله دار ) نوشته هایی که شاید نتونم به زبون بیارمشون

سلام  دوستان نازنین. دلم برای همه شما عزیزان تنگ شده . تو این مدت دوستان خوبی پیدا کردم و از این بابت به خودم میبالم .

بالاخره یک سال دیگه هم از عمرمون گذشت . خوش بحال اونایی که تونستن از این یک سال بهره ای ببرند . دلم میخواد پیشاپیش نوروز باستانی رو به همه عزیزانم تبریک بگم . آرزو میکنم سال 87 سالی پر برکت و سرشار از نیکبختی و شادی باشه . انشالله که سفره همه پر برکت و دلها همگان شاد و خالی از بخل و کینه باشه . همه شما عزیزان رو دوست دارم و از اینکه تو این مدت منو تنها نذاشتین از همه متشکرم . امیدوارم بتونم در سال جدید یه خونه تکونی اساسی تو زندگیم و بعد بلاگم صورت بدم . قبل از پایان سال قسمت جدید داستان رو پ میکنم . آخر سر یه تبریک و شاد باش هم به خاطر تولد آیسا دخمل آبجی نازنینم فریبا خدمت ایشون و همین زور آقا سعید عرض میکنم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:28  توسط پيمان  |