مدتيه كه بازار كار خيلي خراب شده . تو بيشتر شاخه ها اين صادقه . وقتي به صفحات نيازمندي هاي همشهري كه يكي از پر تيراژ ترين و متنوع ترين در رابطه با آگهي و نيازمندي هاست نيگا ميكنم اين مسئله رو بيشتر و بهتر متوجه ميشم . از 30 عنوان آگهي استخدام مهندس عمران 28 عنوان اون مربوط به خريد مدرك و رتبه بنديه . 2 عنوان مربوط به استخدام هم يا براي كار در شهرهاي جنوبيه يا اينكه شرايط استخدام بيشتر آدمو ياد زمان برده داري مياندازه .
ديروز بعد از تماس يكي از دوستان براي مصاحبه راهي يه كارگاه شدم . ظواهر نشون ميداد كه بايد شركت پر بنيه اي باشه . قرار مون براي ساعت 9 صبح بود كه معاون فني شركت بياد و با هم در مورد كار و شرايط صحبت كنيم . از اونجايي كه دوست ندارم در برخورد اول تو ذهن طرف مقابلم تصوير مخدوشي از خودم بجا بزارم صبح بعد استحمام و اصلاح راه افتادم و 8:40 به كارگاه رسيدم . تا اون موقع معاون فني شركت هنوز نيومده بود ، واسه همين رفتم پيش مهندس . ن .
مهندس . ن كه مدير پروژه بود بعد از كلي صغرا و كبري چيدن و از فضايل شركت و پروژه صحبت كرد گفت كه
- مهندس غرض از اين مقدمه چيني ها اين بود اين پروژه خيلي مهمه و ما دوست داريم از افراد متخصصي مثل شما استفاده كنيم . به نظر من كسب تجربه از درآمد بالا مهمتره
- البته در اينكه ايد پروژه پروژه بزرگيه و كار در اون خالي از لطف نيست شكي نيست . اما نظر من با شما موافق نيستم و من فكر ميكنم سالها از دوران كار آموزي من گذشته . پس بهتره كه بريم سر اصل مطلب و از شرايط كاري و همچنين حقوق و مزايا صحبت كنيم . در ضمن اگه ممكنه بفرمائيد كه مهندس م ( معاون فني شركت ) كي تشريف ميارند
بعد از تماسي تلفني خبر دار شدم كه ظاهرا آقاي مهندس برنامه شون تغيير كرده و قراره ساعت 11:30 تشريف بيارن. راستش بهم بر خورد و با لحني كه دلخوريم مشخص بود گفتم
- پس من تا اون ساعت تو محوطه كارگاه چرخي ميزنم .
راستش اون تصوير مخدوش الان تو ذهن خودم نقش بسته بود . ساعت 12 شده بود و هنوز از مهندس . م خبري نبود . رفتم پيش مهندس . ن تا ناراحتيمو از اين تاخير ابراز كنم و كارگاه رو ترك كنم . ولي با حرفايي كه مهندس . ن زد قانع شدم كه كمي هم تحمل كنم تا مهندس .م كه ظاهراً تو راه بودن برسند . ساعت نزديك 2 بود كه معاون فني تشريف آوردند و بعد از يه احوالپرسي مختصر بي اينكه از تاخيرش عذرخواهي كرده باشه منو به دفترش دعوت كرد .
پس از كمي تملق وقتي كه شرايط رو برام بازگو كرد با لحني كه اعتماد بنفس و باور از حرفاش موج ميزد گفت :
- خب مهندس انشاالله از كي ميتونيم در خدمتتون باشيم ؟
- ببخشيد فرمودين پرداختتون حداقل با 3 ماه تاخيره و ظاهرا اونطور كه من از حرفاتون برداشت ميكنم اضافه كاري پرداخت نمي كنيد و ايام تعطيل هم انتظار دارين كه در خدمتتون باشم و صد البته حقوقي هم كه در نظر دارين بمراتب پائين تر از حقوقي است كه الان دريافت ميكنم البته با شرايطي بمراتب مطلوب تر از شرايطي كه شما فرموديد ، انتظار داريد جواب من در مقابل پيشنهادتون چي باشه ؟
- مهندس اين شرايطي كه خيلي از همكارانتون با رغبت در انتظارش هستند .
ديگه ادامه صحبت رو جايز نديدم و با اداي جمله خدا نگهدار از اتاق مهندس . م خارج شدم . تو مسير برگشت همش به اين فكر ميكردم كه چه چيزي باعث شده تا كارفرما ها اينقدر جري تا حدودي وقيح شن كه با اعتماد به نفس همچين پيشنهاد هايي به پرسنل طير دست بدهند.؟!!
شايد وضعيت نابسامان بازار كار ، شايد تعداد فارغ التحصيلان كه بي برنامه ريزي از دانشگاه ها روانه بازار كار ميشوند و شايد هم ناباوري قشري كه دنبال كارميگردند بگونه اي كه يه مهندس عمران كه درحال لدامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشده حاضره با حقوق 250000توماني در يك شركت مشغول بشه در حاليكه حقوق يه كارگر ساده در همون شركت 470000 تومانه .
نميدونم بايد از كي گلايه كرد و يقه كي رو گرفت ؟
شايد بهتره اتيكت رو بزاريم كنارو بريم دنبال كاراي ديگه مثل دلالي و كاراي ديگه !!
به قلم:
پيمان
در تاریخ
: پنجشنبه نهم مهر 1388 ساعت :
14:33